بیوگرافی کامل فرزاد حسني + عکس

فعالیت رسمی اش در تلویزیون از سال 75 با اجرا در شبکه جام جم شروع کرد . یک دوره گوینده رادیو بود و معتقد است اجرای رادیو سخت تر از اجرای تلویزیون است .

21 شهریور 1356 در محله خانی اباد تهران " در بیمارستان عیوض زاده متولد شد . از همان دوران کودکی عاشق تلویزیون و برنامه های ان بخصوص سریال سربداران بود . بچه اول خانواده است و در کل سه برادر هستند به نامهای فرزاد " فرهاد و فرشاد . اسم فرزاد را دختر خاله مادرش برای او انتخاب کرده " مادرش از سادات است و نامش شکوه السادات می باشد .

در دوران مدرسه اکثر معلم ها به او می گفتند تو می توانی بازیگر شوی . تاثیر گذارترین فیلمی که تا به حال دیده (( کازابلانکا )) است . عاشق انتقاد است . ? دوران کودکی اصلا بچه شیطانی نبود و همیشه شاگرد اول بود . نمره 14 کمترین نمره ای بود که از درس ریاضی گرفت . او از ریاضی خوشش نمی امد " اما در دانشگاه ریاضی خواند و مهندس شد " ان هم مهندس مکانیک . دوره بازیگری را در مدرسه امین تارخ گذرانده و نزد استاد سمندریان هم شاگردی کرده است . اولین سریالی که بازی کرد (( عید ان سالها )) نام داشت . از فوتبال متنفر است . جسارت و حاضر جوابی خاصی دارد . هنوز مجرد است . زیاد اهل حساب و کتاب نیست و ولخرجی اش را همه می دانند . از دروغ خوشش نمی اید . ترانه سرای قابلی است . از دانشگاه خواجه نصیر الدین طوسی فارغ التحصیل شده .

فعالیت رسمی اش در تلویزیون از سال 75 با اجرا در شبکه جام جم شروع کرد . یک دوره گوینده رادیو بود و معتقد است اجرای رادیو سخت تر از اجرای تلویزیون است . اخرین حضورش در تئاتر بازی در نمایش (( یلدا )) به کارگردانی حسین پارسایی بود که با افسر اسدی همبازی بود . او احترام به دیگران و حتی کوچکتر از خود را هیچ گاه از یاد نمی برد . از خدا حسابی می ترسد . زیاد از رانندگی خوشش نمی اید . زیاد مطالعه می کند . خیلی ادم عاطفی است و اصولا قاضی خوبی هم ? هست . به قول خودش از شنوندگان ارجمند موسیقی است . همیشه به دنبال اجراهایی است که در ان ازادی عمل داشته باشد و ان را طبق خواسته و روش خود پیش ببرد . به موقع جدی است ولی اکثر مواقع شوخ طبع است و به قول معروف در شوخی حتی به خودش هم رحم نمی کند . زیاد اهل مسافرت نیست و سفرکردن را دوست ندارد . عاشق ایران است . ترانه (( ادم فروش )) شادمهر عقیلی را او سروده است . به ورزشهای شنا " یوگا و ژیمناستیک علاقه دارد . از رنگ ابی خوشش می اید . نمازخوان و مقید است و اصولا ادم بدقولی نیست . عاشق رمان الیور تویست است . ترانه تیتراژ مجموعه " کمکم کن " و " کوله پشتی " را او سروده بود " همچنین تیتراژ سریال " روز رفتن " را . موسیقی بدون کلام را دوست ندارد . موسیقی خارجی هم گوش نمی دهد . در زندگی خود را مدیون پدر و مادر و معلم های دوره دبیرستانش می داند . ربطه اش با دوستانش بسیار صمیمی است " اما اصلا اهل رفیق بازی نیست . می گوید در بسیاری از مسائل و برنامه ها اگر کمک مادرم نباشد کارم پیش نمی رود . مادرم در ارتباط با کارهایم یک منتقد بی رحم است . می گوید اکثر خاطرات دوران کودکی من کنار حوض است . همیشه یا دور حوض خانه خودمان بودم یا مادربزرگم و برای همین است که حرفهایم کمی ابکی است ! معلم فن بیان او مرحوم مهدی فتحی بود . در یک خانواده کاملا مذهبی بزرگ شده و مادرش همیشه با وضو به او شیر داده است . چهره اش خیلی شبیه مجری دیگر تلویزیون رضا رشید پور است . امین زندگانی او را برای حضور در رادیو معرفی کرد . این جمله معروفش را مدتها در پایان برنامه ها می گفت : (( با عشق زمان فراموش می شود و با زمان عشق )) موافق و مخالفت زیاد دارد . از پوشیدن لباسهای رنگ روشن خصوصا سفید خوشش می اید . برای شهدا احترام فوق العاده ای قائل است . زود عصبانی می شود . اطلاعات عمومی خوبی دارد . به شوخی می گوید برای انکه زیر ابم را نزنند زیر ابی می روم . موفق ترین گوینده رادیو را مرحوم منوچهر نوذری می داند . اشکش دم مشکش است و به راحتی سرازیر می شود . هیچ وقت نصایح مادر را از یاد نمی برد . صداقت جزیی از وجودش است . عینکش طبی است و نمره هر دو چشمش بالای دو است . بشدت به مادرش وابسته است . سعی می کند هیچ گاه نمازش قضا نشود مخصوصا نماز صبح . نام پدرش مرتضی است . عاشق بداهه گویی است . معتقد است همیشه باید از ادمهای کاردان و دلسوز استفاده کرد . برای بازی در یک کار به هر کارگردانی راحت اعتماد نمی کند . به بازی بازیگرانی چون عزت ا... انتظامی " رضا کیانیان " پرویز پرستویی " خسرو شکیبایی و ... علاقه دارد . هر وقت دلش بخواهد می تواند شعر بگوید . به کارهای ابراهیم حاتمی کیا " مسعود کیمیایی " داریوش مهر جویی " اصغر هاشمی و علی ژکان علاقه دارد و دوست دارد با انها کار کند . هیچ وقت در دوران کودکی و نوجوانی دوست نداشت بازیگر خاصی را از نزدیک ببیند . وارد مسائل حاشیه نمی شود و از کارهای خاله زنکی خوشش نمی اید . اصلا خودش را نمی گیرد و دوست دارد با مردم باشد و در کنار انها " به همین دلیل مدام از وسائل نقلیه عمومی از جمله تاکسی و اتوبوس استفاده می کند . او می گوید : وقتی ادم با خودش صادق نباشد " برای دیگران هم ادا در می اورد . منبع : همسخن

وبگردی

منبع: persianv.com

پاسخ: مشاهیر پزشکی

دكتر صبار فرمانفرماييان

«دكتر صبار فرمانفرماييان» در سال 1291 در تهران متولد شد. در دوران طفوليت زير نظر پدرش تحت تعليم آموزگاراني بود كه در منزل به او زبان و ادبيات تاريخ فارسي و همچنين دين مبين اسلام و زبان عربي می‏آموختند. صبار ميرزا، پسر بچه‏اي كوچك بود كه همراه پدرش، عبدالحسين ميرزا براي يكي از مهم‏ترين مأموريت‏هاي پدرش كه حاکم فارس شده بود، عازم شيراز شد .درآن موقع استان فارس به خاطر گرسنگي و جنگ طايفه‏هاي مختلف ، كه نشأت گرفته از نزاع متفقين و متحدين در جنگ جهاني بود، روزهاي سختي را مي‏گذراند. پدرش در كنترل قحطي و گرسنگي استان مذكور قدم هاي مؤثري برداشت. در خاتمه اين مأموريت صبار ميرزاي هشت ساله همراه پدرش به تهران بازگشت.در سن 12 سالگي از طرف پدرش براي تحصيلات به فرانسه عزيمت كرد. وی پس از دريافت ديپلم متوسطه در پاريس مجبور بود به توصيه پدرش در «مدرسه نظام سن سير» در فرانسه ادامه تحصيل دهد، ولي صبار ميرزا به علت علاقه به پزشكي ازپدرش درخواست كرد به دانشكده طب برود .او پس از جلب موافقت پدر تحصيلات پزشكي را درفرانسه آغاز و در آن را سوئيس تكميل كرد و موفق به دریافت دكتراي پزشكي از دانشگاه ژنو شد و به علت علاقه به مطالعه در بيماري‏هاي واگير‏دار و گرمسيري به انگلستان رفت و دوره آن را گذراند. دكتر صبار فرمانفرماييان پس از با خبرشدن ازكسالت پدر هشتادساله‏اش به ايران بازگشت و تا فوت پدر در كنار او بود.وی خدمت دو ساله سربازي را به عنوان پزشك ارتش در يكي از بيمارستان‏هاي ارتش گذرانید و سپس در وزارت بهداري آن روزگار مسئوليت نظارت بر مشكلات بهداشتي غرب كشور را به عهده گرفت.پس از آن مسئول برنامه ريشه كني و كنترل مالاريا در كشورشد. در سال 1330 دكتر محمد مصدق، نخست وزير وقت، از دكتر صبار دعوت كرد تا به كابينه او بپيوندند ومسئوليت وزارت بهداري آن زمان به ايشان واگذارشد.مدتي دراين سمت بود و سپس به عنوان حاكم استان فارس منصوب شد.اين همان مأموريتي بود كه قبلا" پدربزرگش فيروزميرزا وپدرش عبدالحسين ميرزا به عهده داشتند. بعد از سقوط دولت دكتر مصدق دكتر صبار فرمانفرمائيان ناچار به ترك ايران شد و خيلي زود به عنوان متخصص بيماري‏هاي واگيردار و گرمسيري جذب سازمان جهاني بهداشت شد و پروژه‏هاي بهداشتي متعددي را در كشورهاي آفريقايي برنامه ريزي و اجرا كرد و به دنبال آن از طرفWHO برنامه ريشه كني و كنترل مالاريا در جنوب شرقي آسيا-فيليپين - كامبوج و ويتنام را برعهده گرفت.سازمان جهاني بهداشت، او را به عنوان يكي از هشت نفر مالاريا شناس برتر جهان معرفي كرد. درسال 1350 دولت وقت از دكتر صبار فرمانفرمائيان دعوت كرد به ايران بيايد و رياست انستيتو پاستورايران را ، كه مرحوم پدرش واقف اين مؤسسه بود، به عهده بگيرد. وی پس از سال‏ها دوري از وطن به تهران آمد وبه مدت شش سال، يعني تا زماني كه بازنشسته شد، عهده دار اين پست بود. در آن موقع در انستيتو پاستور ايران همانند بيشتر انستيتو پاستورهاي جهان، توليد محصولات بيولوژيك و امور پژوهش در پزشكي دريك مجموعه ساختماني انجام مي‏گرفت، او خيلي زود به اين نقص پي‏برد و اقدام به فراهم کردن زمينی در جاده كرج کرد تا توليد را از پژوهش جدا كند و دراين راستا براي تربيت نيروي انساني در داخل و خارج از كشور و همچنين تهيه وسايل آزمايشگاهي مدرن‏تر اقدام‏هایي را انجام داد. كاركنان انستيتو پاستور ايران از دوران رياست دكتر صبار فرمانفرمائيان خاطرات زيادي از مديريت خوب، حسن خلق و رفتار پدرانه وی دارند. دكترصبار فرمانفرمائيان پس از فوت پدرش در مراقبت از برادران وخواهران كوچكترش کوتاهی نکرد و در آموزش و رفاه اعضاي خاندان فرمانفرماییان فعاليت‏هاي زيادي انجام داد و چند ماه قبل از فوت، خانه بزرگ خود در تجريش را به انستيتو پاستورايران اختصاص داد. دكتر صبار فرمانفرمائيان زندگي شرافتمندانه‏اي را در خدمت به كشور، مردم و خانواده‏اش گذراند و در 29 ارديبهشت 1385 دار فاني را وداع گفت.او برگ ارزنده‏اي در تاريخ پزشكي ايران است.روحش شاد و يادش گرامي باد

منبع: daneshju.ir

عبارات مشایه
مطالب مرتبط :